تبليغاتX
poems

poems

زندگي را باوركن . بي هيچ تعارفي


هواي تو را دارم

هواي بي باد كودكي ام را

هواي مادر

هواي گرم بيني بر صورت معصوم

كودكي ام .


اينجا جهنم است بانو

جهنم.

بزرگسالي جهنم است

و من

چه فاتحانه بي حضور كودكي ام

مفت مي خندم......
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 5:16  توسط سودابه   | 


گل سرخي به او دادم
باد
عطر گل را
به خيانت سپرد
و
تو
دفن شدي
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 15:46  توسط سودابه   | 

با تو بودن را خلاصه مي كنم
بي تو بودن را به درك واصل كن !

هذياني كور باش در ديوانگي لغات
و تو مرگ را چه خوش بينانه
باور داري !

****

در هجمه ء مرگ
آسودگي خيانت است
و
من
و
تو
ديوانگي هايمان را با لغات
بهم مي فروشيم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:43  توسط سودابه   | 

در يك نگاه
در سكوت يك هيجان

در يك نگاه
در باور يك دروغ

در يك نگاه
در گذار يك عمر

به چه مي انديشي ؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 17:40  توسط سودابه   |