هواي تو را دارم
هواي بي باد كودكي ام را
هواي مادر
هواي گرم بيني بر صورت معصوم
كودكي ام .
اينجا جهنم است بانو
جهنم.
بزرگسالي جهنم است
و من
چه فاتحانه بي حضور كودكي ام
مفت مي خندم......
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 5:16  توسط سودابه
|
گل سرخي به او دادم
باد
عطر گل را
به خيانت سپرد
و
تو
دفن شدي
+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 15:46  توسط سودابه
|
با تو بودن را خلاصه مي كنم
بي تو بودن را به درك واصل كن !
هذياني كور باش در ديوانگي لغات
و تو مرگ را چه خوش بينانه
باور داري !
****
در هجمه ء مرگ
آسودگي خيانت است
و
من
و
تو
ديوانگي هايمان را با لغات
بهم مي فروشيم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:43  توسط سودابه
|
در يك نگاه
در سكوت يك هيجان
در يك نگاه
در باور يك دروغ
در يك نگاه
در گذار يك عمر
به چه مي انديشي ؟!
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 17:40  توسط سودابه
|